خانه وبلاگ
ايميل من
قدم زدن با عابر پیاده
نویسندگان وبلاگ
کاوه
آرشیو وبلاگ
آذر ٩۱
مهر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
دی ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
لینک دوستان
ابراهیم نبوی
امین
آوای سکوت
بهنام ناطقی
بی باورها
تندر
جاده خيس*
دلتنگی های يک فنجان شکسته
راحله
رهگذر شاخی نور
روزنگاری های پدرام
ساسان شیبانی نژاد
سعيد طلايی
غير ممکن است
کندوی عسل
منيره روانی پور
یک مسافر
لینکوگراف
وبلاگ فارسی
لینک امروز
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

پاییز را دوست دارم
به خاطر اینکه آرام می میرد
آرام
برگ برگ
یکی یکی
ناگهانی نیست مرگ پاییز
دارم پاییزرا تمرین می کنم این روزه
می ترسم تمام شوی
می ترسم توانت تاب شود
اینگونه که تو می باری این روز ها باران!
می ترسم خیسم کنی
می ترسم خیس من شوی
می ترسم آب شوم و فرو روم زیر درختان با تو
با دانه های خیست
روان شوم آرام
میان جویبار
نکند ابر ها تمام شوند
نکند زمین غرق شود
نکند ....
.....
راستی عجله ات دلیلش چیست باران؟
پاییز بهانه خوبی نیست باران!
می ترسم پاییز را خدا بهانه دلتنگی اش کرده باشد
می ترسم خدا دلتنگ باشد این روزها
اینگونه که تو می باری باران!
حتما در دل خدا آشوب است این روزها
تو که از قلب خدا خبر داری
راستش را بگو باران!
پاییز بهانه خوبی نیست باران!
خیس می شود
دارد بوی دستان خدا با خاک قاطی می شود
و بوی خدا
شر شر میرزد درون شهر
دارد تند تند خدا می بارد
کرور
کرور
دارم خیس خدا می شوم!!
اگر این روز ها دل دل می کنم
که بند بیایی
مرا ببخش باران
اگر این روز ها زیرت راه می روم و خیس نمی شوم
مرا ببخش باران
اگر این روزها
با صدای شر شرت
که سرازیر می شود از بام
دستم به قلم نمی رود
مرا ببخش باران
.....
می دانی این روزها
تنها صدایی که مردم را به سؤی خود می کشاند
صدای دلار است
و مردم تنها
با صدای سکه سرشان را ا می چرخانند
مرا ببخش باران
اگر این روز ها
دل دل می کنم که بند بیایی
می خواهم به چهار راه استانبول بروم باران
بی چتر
بی دغدغه شاعری
مرا نکشید!
خدا مرگ را دوست ندارد
خدا خون خواه نیست
این همه مرا به خون نکشید!
خدا قربانی نمی خواهدمن فقط داستان عشق ابراهیمم
به زندگی
تدبیر خدا یم
در مغز ابراهیم
همین کافیست
خدا داد میزند
انسان را نکشید
این درس یک بار دادنی است
دنباله اش آموختنی
منظور خاصی نداشت خدا
مرا نکشید اینهمه بی وقفه!
بدنام است کلاغ
سیصد سال زندگی می کند
اما
نشان مرگ است "کلاغ"
دل قوی دار کلاغ!
قضاوت آدمیان را
منطقی نیست
آواز بخوان
غار غار کن کلاغ!
آنگونه که می خواهی
قضاوت آدمیان را
منطقی نیست کلاغ!
ب
بی مقدار است مرگ
عشق بی مقدار است
نفرت بی مقدار است
داد بی مقدار است
سکوت بی مقدار است
درد بی مقدار است
لذت بی مقدار است
........
کجای جهان پرت شده ایم ما
که هیچ چیز پیمانه ندارد!
بی مقدار است مرگ
عشق بی مقدار است
نفرت بی مقدار است
داد بی مقدار است
سکوت بی مقدار است
درد بی مقدار است
لذت بی مقدار است
........
کجای جهان پرت شده ایم ما
که هیچ چیز پیمانه ندارد!
به دنیا آمدی
و از همان آغاز
واژه ها
که ستاره وار می درخشند
در دستانت
نگران روز رفتنت گشتند
و مغموم
و زیبا و مغموم
ثانیه ها را نظاره گرند
نکند روزی
واژه ها بیدار شوند تو نباشی صدایشان کنی
جاری شان سازی
واژه ها
غمگین ترین موجودات روز تولد تو هستند مرد بارانی!
همیشه پاینده باشید استاد و تولدتون مبارک
اینجا هوا خوب ات
دردی نیست
رنجی نیست
اصلا جای هیچ گله ای نیست
گله مندی نیست
حال همه خوب است
اینجا قهرمان بچه ها
سالهاست که پینکیو شده است
اینجا سال هاست که پدر ژپتو
دستش به میخ و چکش نمی رود
اینجا سال هاست که هوا خوب است
و ما هر روز با روباه مکار و گربه نره
درون جنگل راه میرویم
وخاک در چشم هم میریزیم
همدیگر را رنگ می کنیم
سر هم کلاه می گذاریم
حال همه ما خوب است!!!!
پيام هاي ديگران () link ۱۳٩۱/٩/۳ - کاوه