persianweblog persianblog
یاداشت های یک عابر پیاده

حاج محمد فرد قاسمی ،بنیانگذار صنعت لوازم خانگی ایران،دارفانی را وداع گفت

 سالها پیش زمانیکه در شرکت پارس خزر مشغول فعالیت بودم تحقیقی در ارتباط با لوازم خانگی  در 10 استان اصلی کشور انجام دادم. تحقیقی با زمینه اقتصادی که می خواستیم سبک زندگی مردم را در زمینه لوازم خانگی مورد بررسی قرار دهیم. در آن تحقیق به این نتیجه رسیدم که بیش از 75 درصد از مردم ایران حداقل یک محصول ناسیونال در منزل دارند! عددی قابل توجه ! ناسیونال  را مردم ایران به خوبی می شناسند و هر کدام از ما ، با یکی از محصولاتشانف حداقل تجربه ای داشته ایم. محصولاتی که به همت فردی  به نام حاج محمد فرد قاسمی  بیش از شصت سال  پیش وارد بازار ایران شد. حاج محمد فرد قاسمی جوانی که  تجارتش بر مبلمان  متمرکز بود، روزی درون مغازه نشسته بود که یک مرد ژاپنی با ناراحتی وارد مغازه اش شد. با یک رادیوی ناسیونال جیبی! ناراحتی اش از این بود که نمی توانست محصولش را به فروش برساند و مشتری ای در بازار خارج از ژاپن نتوانسته بود پیدا کند. سالهای بعد از جنگ جهانی دوم بود و ژاپن در گیر مشکلات بزرگ اقتصادی. حاج محمد فرد قاسمی مرد ژاپنی را به داخل مغازه دعوت  می کند و  از او پذیرایی می کند. تمام موجودی رادیو اش را می خرد و می گوید که برایش بار کنند. مدتی بعد حاج محمد فرد قاسمی با هواپیمای ملخی طی یک سفر سخت خودش را می رساند به ژاپن و قراردادی را با کونوسکه ماتسوشیتا منعقد می کند تا اولین نماینده  خارجی ناسیونال در جهان لقب بگیرد. محصولات ناسیونال یکی یکی به بازار ایران روانه می شود. در یکی از سفر ها برنج ایرانی می خرد و همراه خودش می برد ژاپن ، در واحد طرح و توسعه شرکت ناسیونال ،برنج دم میکند و به آنها نشان می دهد که ته دیگ چگونه به عمل می آید و نوع برنج مورد نظر ایرانی ها چگونه است ( پلوپز های ژاپنی برنج را شفته درست می کرد) . کارشناسان  ناسیونال روی محصول جدید کار می کنند و آن را برای بازار ایران تولید می کنند . محصول به بازار می آید : "آب بریز برنج بریز دوشاخه رو بکن تو پریز!" محصول پلوپز با استقبال وسیع بازار ایران مواجه می شود ، کارخانه ناسیونال در اصفهان احداث می شود،هزاران کارگر مشغول فعالیت می شوند و در سه شیفت محصولاتی را تولید می کنند که کم کم به بخشی از زندگی مردم تبدیل می شود. انقلاب شد و ایشان به جرم کار آفرینی تبعید شدند به بندر عباس! بعد از این تبعید با اینکه می توانستند به خارج از کشور عزیمت کنند ،مانندند و حتی پسران خود را نیز برگرداندند تا بار دیگر در همین کشور ،درون همین خاک به فعالیت اقتصادی ادامه دهند.  سالها بعد افتخار این پیش آمد که حدود هشت سال  به عنوان مدیر بازاریابی و تبلیغات در خدمت ایشان باشم. زمانی که بیش از 80 سال از سن گوهربارشان می گذشت و هر روز صبح سر ساعت 9 سر کار حاضر می شد . تک تک مشتریان را می شناخت و در بسیاری از جلسات حضور می یافت و این امر تا همین ماهای پیش نیز به همین منوال ادامه داشت! می گفت :بچه ها! مشتری همیشه حرف آخر را می زند. هیچوقت صدایتان را از صدای مشتری بالاتر نبرید. بازار بالا و پایین دارد. در ایام بد پشت مشتری را خالی نکنید. ما مسئول رساندن کالای خوب به دست مشتری هستیم و....

 

  دو سال پیش  بنا به دلایلی از گروه پاناسونیک جدا شدم،بعد از چند ماه خدمت شان رسیدم. از من پرسید: پسرم خوبی؟ کارت خوب پیش میره؟ شنیدم که رفتی تو صنف لوازم خانگی با یه برند جدید کار میکنی؟ اوضات روبه راه؟ می خوای برگردی  پیش خودمون؟  اینجا مثل خونه خودته و هر وقت احساس کردی که می خوای برگردی  راحت باش؟ محصولاتتون رو تو کاتالوگ دیدم! تبلیغات تون رو هم دیدم! خیلی خوبه! محصولات خوبی آوردید! مطمئنم که هر جا باشی موفق می شی؟ من هم تشکر کردم و  صورتشان را بوسیدم و خداحافظی کردم. وقتی از اتاق بیرون آمدم اشک در چشمان جمع شده بود از اینکه این پیر مرد دوست داشتنی با این سن با این جزئیات درباره محصول و برندی که باهاش کار میکردم اطلاعات داشت و علاقمند دنبال میکرد و حواسش به من بود، حس خوبی به من دست داد. آن روز گذشت  تا اینکه چند روز پیش خبر دادند حاج آقا به کما رفته است! پیر مرد سال های آخر عمرش خیلی نامردیها در حقش انجام گرفت اما همچنان چون کوه استوار  ایستاد و مجموعه را ستون بود. دیروز همکاران قدیمی تماس گرفتند که حاج محمد فرد قاسمی درگذشت! خبر قابل پیش بینی ولی سنگین بود. حاج محمد فرد قاسمی یکی از بزرگترین تاجران و تولید کنندگان صنعت ایران در خاموشی محض رسانه ای در گذشت. بی آنکه کسی در این مملکت یادش باشد برای انسانهایی به بزرگی ایشان ،نه نیاز است میدانی،نه خیابانی، نه کوچه ای و.... نامگذاری شود! این خیابان ها بماند برای افرادی نظیر خالد اسلامبولی ها که ظاهرا نقش شان در تاریخ این مملکت بیش تر است از کسانی نظیر حاج محمد فرد قاسمی می باشد اصلا همه اینها پیش کش ، لا اقل یک بزرگداشت مختصر که می شود برای این بزرگان گرفت! بزرگانی که  بخشی از چرخ اقتصاد این کشور را چرخاندند و هزاران هزار نفر به کمک آنها دارای شغل شدند و امرار و معاش نمودند.حاج محمد فرد قاسمی هم از میان صنعت لوازم خانگی رفت ،درست همانند حاج مصطفی عالی نصب و حاج محمد برخوردار و خیلی های دیگر بی آنکه در زمان حیاتشان،مدالی را از کسی دریافت کنند. آنها رفتند بی آنکه تندیسی از آنها در جایی نصب شود! بی آنکه زندگی شان کتاب شود .حاج محد فرد قاسمی رفت بی همه ی اینها اما مطمئن هستم روح شان شاد است چرا که "در خانه بیش از 75 درصد مردم ایران حداقل یک محصول ناسیونال یا پاناسونیک وجود دارد". هر کدام از ما حالا هم اگر جای خود بلند شویم و چرخی در خانه بزنیم یکی از این محصولات را در خانه خواهیم یافت. این بزرگان نیازی به سر دوش های دولتی ندارند! آنها در خانه های ما زنددگی می کنند! روحش شاد و یادشان گرامی باد.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/٦/٢٥ - کاوه

مرگ!

و مرگ

دستانم را می گیرد

وناگهان پرتم می کند میان انبوه سیاه

انبوه درد

انبوه بغض

انبوه دوستانی که آمده اند شریک غمم شوند

نگاه می کنم

بین اینهمه دست که دستانم را می فشارد

هیچ کدام شبیه دست های تو نیست

هیچ کدام طعم دستهای تو را  ندارد

من با تو مرده ام و جسمم اینجا سرپا ایستاده است

و با مردم دست می دهد

دست می دهد

دست می دهد

دست می دهد

تو را از دست می دهد!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٠/٤ - کاوه